RD

خواص عدد هفت
نویسنده : محسن ح - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠
 

 

  عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و… ب) تاریخچه: در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….
  هفت و… نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.) ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود. برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس. یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد. به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید. عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند. در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر… علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سا مرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

 
 
 
نویسنده : محسن ح - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠
 

پیش از آنکه به تنهایی خود پناه برم؛
از دیگران شکوه آغاز می
کنم.
فریاد می
کشم که:
«ترکم گفته‌اند!»

چرا از خود
نمیپرسم
کسی
را دارم
که احسا
سم را،
اندیشه و رویایم را،
زندگی
ام را ،
با او قسمت کنم
؟

آغاز
جداسری
شاید
از دیگران نبود.

 

 

احمد شاملو

 



 
 
 
نویسنده : محسن ح - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩
 


 
 
با اعتقاد، اعتماد و امید زندگی کنید
نویسنده : محسن ح - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩
 

 

۱-اعتقاد Belief: اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند، فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.

۲- اعتماد Trust :  اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد، وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید، او میخندد ….. چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت، این یعنی اعتماد.

۳-  امید Hope : هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم. ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید، این یعنی امید.

با اعتقاد، اعتماد و امید زندگی کنید.


 
 
اوقات فراغت تفریح وبازی
نویسنده : محسن ح - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٩
 

مقدمه:

          اوقات فراغت،تفریح وبازی رامی توان عامل موثردرتکامل زندگی انسان دانست.اهمیت این موضوع درجهان پرتنش امروزکه انسان سرگشته درزندگی ماشینی به دنبال ایجاد تعادل درزندگی است برکسی پوشیده نیست.دراین مقوله سعی شده مقصد وخواست گاه اوقات فراغت،تفریح وبازی راازنگاه های مختلف فلسفی،روانشناختی وجامعه شناسی موردبررسی قرارگیرد.وبه طورنسبتاً مطلوبی مواردفوق رادربسترتحول تاریخی آن هاقرارمی دهد؛به این هدف که به خواننده افق دیدوسیع تری نسبت به مفاهیم ،تئوری ها،مهارت وکاربرداوقات فراغت وتفریح وبازی ارایه کند.سعی خواهد شد پیوستگی فرآیند کمال عقلانی،عاطفی،اخلاقی واجتماعی رابااوقات فراغت،تفریح وبازی نشان داده شود و پلی که این پیوستگی راامکان پذیرمی سازد،موقعیت هایی است که مدیران،برنامه ریزان وسیاست گذاران یک سازمان بادرنظرگرفتن نیازهای موجود مردم ایجاد می کنند.بدیهی است تازمانی که موقعیت های فراغتی،تفریحی وبازی درجامعه ایجاد نشود سدی دربرابرتکامل شهروندان ایجادشده است.لذابرنامه ریزان،ارایه دهندگان ومدیران فراغت درموقعیتی بسیارخطیرقراردارند ومی توانندمنابع وشرایط موردنیازرابرای ارتقای کیفیت بسیاری ازمردم فراهم آورند.

 

          -  بازی ،کودکان واجتماع:

کودکان به وسیله بازی،توانایی های جسمی،عقلانی،عاطفی واجتماعی خودرارشد می دهند.آن دسته ازکودکان که فرصت بازی ازآن هاگرفته می شود،ازفقدان آن رنج برده ودر نتیجه جامعه آن ها نیزازاین امرلطمه می بیند.اغلب کودکان رابه عنوان شهروندان جامعه فرداتعریف می کنند؛درصورتی که آن هاشهروندان جامعه امروزهستندونوع شهروندی که درآینده خواهند شد،بستگی به این داردکه برای احرازموقعیت چه نوع شهروندی تربیت شده باشند.

-         بازی به رفتار کودکان شکل می دهد:

کودکان ازبازی سود می برند.اگرفرصت های بازی آزادانه درمحیطی محبت آمیزوحمایت گرراازآن هابگیریم رنجور خواهند شد.فرصت های بازی می تواندبه شکل دهی رفتارانسانی کمک کند.

کودکان برای بازی،آزاد از محدودیت ها وخطرات،نیازمندفرصت های زمانی ومکانی می باشند .وقتی خانه ها کوچک وشلوغ هستندودسترسی به میادین بازی آسان نیست،بازی کودکان دچارمحدودیت می شود.وقتی محله آن هاآلوده می شود،کودکان درمعرض خطر قرار می گیرندوممکن است استقلال آن هابرای بازی کردن محدود شود؛وقتی کودکان درمعرض سوءاستفاده ،قلدری وخشونت هستند،آزادی آن هابرای بازی کردن تحت تاثیرقرارمی گیرد؛وقتی کودکان ووالدین آن هاازجانب جامعه وعوامل آموزشی واقتصادی تحت فشار هستند،زمان بازی آن هاکنار گذاشته شده ویا نادیده انگاشته می شود؛وقتی کودکان بی جنب جوش می شوند ،از نشاط کمتری برخوردارشده ووقتی از بازی محروم می شوند،برای بهبود ناخوشی هاوضایعات مدت زمان زیادی طول کشیده ویا به طور دائم آسیب می بینند.

 -  بازی درجمیع شئون زندگی:

به نظرمی رسد انسان ازسرآغازپیدایش به بازی پرداخته وتوجه داشته است.بازی یک رازویک معماست.درعین اینکه فهمیده می شود،مورد سوء تعبیرقرارمی گیرد؛درعین شناخته شدن ناشناخته می ماند؛ودرعین واقعی بودن ازنظرفردی به قدری ذهنی است که غیرقابل دستیابی می باشد،ودرجهان امری کاملا پذیرفته شده است. بازی می توانددرهمۀ جنبه های زندگی نفوذ کند؛نه تنها بازی جسمی بلکه بازی فکری،بازی باکلمات،بازی برقراری ارتباط بامردم نیزچنین است.

یکی ازعلایم شاخص بازی پایبندی سفت وسخت به قوانین ابداعی آن است که قوانین عادی زندگی واقعی را به حالت تعلیق در می آورد.

-  بازی در چشم انداز تاریخی آن:

ریشه های فلسفه ونظریه بازی به دوران باستان برمی گردد.ازبعضی جهات دوران یونان باستان (کلاسیک) یکی از روشن بینانه ترین دوران هابود.اگرچه کارکودکان معمول بود،اما کودکان جایگاه مهمی در جامعه آن عصر داشتند.بنابرنظرافلاطون وارسطودرزندگی کودکان جایگاه ارزشمندی به بازی داده شده بود؛بازی وفراغت فرصتی برای رشدفراهم می کرد.

درنظریونانیان،بازی به دوران کودکی مربوط می شد.بااین حال شهروندی بزرگسالان واحساس ودرک زیباشناختی،موسیقی،هنر،ورزش،نمایش نامه وشعر را شاید بتوان از دستاوردهای بازی محسوب کرد.یونانیان باستان درارتباط با بازی تفکری را بنا نهادند که تا امروزادامه یافته وفراغت وتفریح راتحت تاثیرقرارمی دهد.کمال طبیعت انسانی ازطریق بازی،اثربخشی روانی آن،آسایش جسمی واجتماعی وضرورت کنترل اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار بود.

تمدن های بعدی نگرش یونانی نسبت به بازی را تغییر دادند.فرهنگ رومی ازاوقات فراغت سوءاستفاده کردوموجب یک فلسفه لذت جویانه شد که مفاهیم اعتدال وتوازن دررفتاربازی رامتوقف کرد.این واکنش افراطی نسبت به بازی درفرهنگ های بعدی نیزاثرخودرابرجاگذاشت.کلیسا برنحوۀ ابرازبازی نظارت اخلاقی شدیدی اعمال می کرد.دراین دوره نسبت به بازی سوءظنی به منزلۀ یک تهدید اجتماعی پدیدارشد.قرون وسطی نشان دوره ای رابرخودداردکه درآن دوران کودکی مفهومی نداشت؛کودکان به سادگی بزرگسالان کوچک ولی با شان ومنزلت پایین تری تلقی می شدند.

درسده های هجده ونوزده،مهم ترین تلاش هابرای مقابله بااضمحلال فلسفۀ بازی ازجانب" روسو"،"فروبل "وشیلر"انجام گرفت.به اعتقاد "روسو"انسان می بایست به یک حالت طبیعی که نشان ازسادگی وآزادی دارد برگردد."شیلر"باتوجه به آرمان گرایی یونانی وبانگاهی جدید،نسبت به بازی یک نگرش زیبایی شناختی تری اتخاذ می کند واعتقاد دارد انسان تنها وقتی که به تمام معنی کلمه انسان است،به بازی می پردازد،واوتنها زمانی کاملا انسان است که بازی می کند. "فروبل" این جهت گیری فلسفی را ادامه داد واعتقاد دارد بازی بالاترین رشد انسان دردوران کودکی است.

"فروبل" بازی راخالص ترین و روحانی ترین فعالیت انسان دراین مرحله نظرداده واعتقاددارد کودکی که به طورکامل،بااراده ای خودجوش ومصرانه تامرز خستگی بازی می کند،مطمئنا درآینده انسانی کامل ومصمم خواهد شدکه بتواند برای گسترش سعادت خود ودیگران ایثارکند.

-  نظریه های جدید:

نظریه های جدید معدودی دربارۀ بازی وجود دارد که در نیمۀ دوم قرن بیستم به وجود آمده است.بازی به طورفزاینده ای به عنوان آمیزه ای ازعناصرگوناگون تلقی می شود عقایدمربوط به بازی که تا نیمۀ دوم قرن بیستم دوام یافته اند شامل کارکرد زیست شناختی،دیدگاه مردم شناختی،نظریه های روانکاوی وبازی با اهداف یادگیری ورشد می باشند.

 

 

 


 
 
10مهارت مهمی که پدران و مادران وظیفه دارند به فرزند خود آموزش بدهند.
نویسنده : محسن ح - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩
 
آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهم‌ترین کاری باشد که والدین برای فرزندان‌شان انجام می‌دهند؛ حتی مهم‌تر از فراهم کردن خورد و خوراک و پوشاک مناسب....
البته همین‌ مهم‌ترین وظیفه، سخت‌ترین هم هست؛ چون اگر قرار باشد همه خطرات پیرامون کودک را به او توضیح بدهید، این کار آثار روانی نامطلوبی به جا می‌گذارد. در واقع کودک دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد نخواهد داشت و یک احساس اضطراب و ترس همیشگی، با او همراه خواهد بود اما اگر از گفتن این خطرات صرف‌نظر کنید، باز هم این کارتان عواقب خاص خودش را خواهد داشت. بهترین راه این است که خطراتی را که در کمین بچه‌هاست با زبانی قابل فهم برای آنها توضیح داد و بلافاصله روش‌های پیشگیری از این خطرات را هم به آنها آموزش داد. هیچ‌گاه نباید برای هوشیار کردن کودکان قصه‌های ترسناک برای آنها تعریف کرد چون این داستان‌ها بچه‌ها را در وحشت و اضطراب رها می‌کند و هیچ راه‌حلی به آنها یاد نمی‌دهد.  
ده مهارت مهمی که پدران و مادران می توانند به فرزند خود آموزش بدهند

۱) احساس امنیت

باید به فرزند خود بیاموزید که هر انسانی حق و حقوقی دارد؛ از جمله حق نفس کشیدن، حق زنده ماندن و بسیاری حقوق دیگر. کودک باید بداند که حق امن ماندن و امنیت داشتن جزو حقوق طبیعی اوست و دیگران وظیفه دارند این حق او را به رسمیت بشناسند و رعایت کنند.

۲.) محافظت از بدن خود

کودک باید بداند که صاحب تمام بدن خود است و کسی حق ندارد بدون رضایت او و والدین‌اش، بدن وی را لمس کند.

۳) کمک گرفتن از دیگران در برابر باج‌گیرها

افرادی که از بچه‌ها باج‌گیری می‌کنند از لحاظ روانی افرادی ترسو هستند که در برابر جمع هراسان می‌شوند و پا به فرار می‌گذارند. باید به کودک خود آموزش دهید که در چنین مواردی از دوستان نزدیک خود کمک بگیرد و حتما مساله را با مسوولان مدرسه یا با پدر و مادر در میان بگذارد. البته حتما به کودک بگویید در مواردی که باج‌گیرها برای او تهدید جانی داشتند مقاومت نکند. گاهی بچه‌ها از ترس اینکه به خاطر از دست دادن وسایل‌شان توسط والدین خود تنبیه شوند، به هیچ عنوان تسلیم نمی‌شوند و این بسیار خطرناک است.

۴) گفتن حقیقت

اگر با فرزند خود مرتب صحبت کنید و همیشه به او یادآور شوید که پشتیبان همیشگی او در زندگی هستید، کودک هم یاد می‌گیرد مشکلات و رازهای خود را با شما در میان بگذارد و از شما کمک بگیرد.

۵) مورد قبول قرارگرفتن

اگر فرزند شما مساله‌ای را که او را آزار می‌دهد یا باعث اضطراب او می‌شود برای شما تعریف کرد حتی اگر خیلی هم پیش‌پا افتاده بود هیچ‌گاه به او نخندید یا واکنشی نشان ندهید که او احساس حماقت کند چون این کار شما باعث می‌شود کودک کم‌کم مشکلات خود را بروز ندهد و اگر زمانی مورد آزار و اذیت واقعی هم قرار گرفت با شما مشورت نکند.

۶) رازدار نبودن

همیشه برنامه‌های تلویزیونی بچه‌ها یا حتی خود والدین، کودکان را به رازدار بودن تشویق می‌کنند و به کودکان می‌آموزند این رازداری باعث اعتماد دیگران به آنها می‌شود اما باید به فرزندان خود تاکید کنید که هیچ رازی نباید بین آنها و افراد بزرگ‌تر دور از چشم والدین وجود داشته باشد چون اکثر افرادی که کودک آزاری می‌کنند، به کودک می‌گویند بوسیدن یا تماس بدنی بین ما، رازی است که غیر از ما دو نفر کسی نباید آن را بفهمد.

۷) مهارت «نه» گفتن

برخی والدین به فرزندان خود می‌آموزندکه همیشه باید به حرف بزرگ‌ترها گوش کرد و همیشه حق با بزرگ‌ترهاست اما در واقع، این آموزش کاملا غلط است و کودک باید یاد بگیرد که گاهی هم به خواسته‌های دیگران «نه» بگوید چون در غیر این صورت کودک خود را تسلیم هر نوع خواسته‌ بیمارگونه و آزاردهنده‌ای خواهد کرد.

۸) مخالفت با تماس بدنی

هر کودکی باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را به زور ببوسد یا در آغوش بگیرد. باید به فرزند خود بیاموزیم که اگر فردی او را مجبور به انجام چنین کارهایی کرد، حتما به پدر و مادر یا بقیه اعضای خانواده اطلاع دهد.

۹) صحبت نکردن با غریبه‌ها

کودکان هیچ‌گاه نباید با افراد غریبه صبحت کنند یا هدیه‌ای از آنها دریافت کنند حتی یک شکلات یا آدامس. البته به کودک خود آموزش دهید که گاهی استثناهایی هم وجود دارد. مثلا اگر در خیابان گم شد، باید پیش مغازه‌دارها یا پلیس برود و از آنها کمک بخواهد.

۱۰) قانون‌شکنی

به کودکان خود آموزش بدهید که در مواقع خطر اجازه دارند هر قانونی را زیر پا بگذارند. حتما به آنها بفهمانید که در شرایط بحرانی هر کاری برای نجات خود انجام دهند، با پشتیبانی کامل شما همراه است. مثلا می‌توانند فرار کنند، خیلی بلند فریاد بکشند، دروغ بگویند و...

 

منبع:kidscape

ترجمه: دکترریحانه مرتضی زاده

 


 
 
ماهیت و چگونگی پیدایش رنگین کمان
نویسنده : محسن ح - ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
 
 

دونالد اهرنز نویسنده ای است که در کتاب خود با نام "هواشناسی امروز" از رنگین کمان تحت عنوان یکی از دیدنی ترین نورهایی که می توان در زمین مشاهده کرد نام برده است. حقیقتاً از دیدگاه سنتی رنگین کمان عبارت از پرتو خورشیدی است که به رنگهای مختلف انتشار می یابد و به وسیله قطرات ریز باران به چشم مشاهده کننده بازمی گردد.اصطلاح کمان که بخشی از کلمه رنگین کمان را تشکیل می دهد در حقیقت مطلب را به خوبی توضیح می دهد که رنگین کمان دسته ای است از رنگهای خم شده کمانی است که مرکز مشترکی دارند.

خورشید هنگام پدیدار شدن رنگین کمان کجاست؟
طرح این پرسش برای شروع تفکر فیزیکی پیرامون این مسئله که "فرایند تشکیل رنگین کمان چیست" بسیار مناسب است. اغلب مردم هیچ توجهی نمی کنند که زمان مواجهه با رنگین کمان همیشه خورشید پشت سرشان قرار دارد. و مرکز کمان رنگین کمان دقیقاً در مقابل خورشید واقع است. البته با ذکر این نکته که باران در امتداد رنگین کمان قرار دارد.


چه چیزی سبب ایجاد قوس رنگین کمان می شود؟
پرسشهایی از این دست پاسخهای فیزیکی به خصوصی دارند. ما پدیده تشکیل کمان را توسط بارش باران توضیح خواهیم داد. و این مسئله ای پیرامون مباحث اپتیک است که نخستین بار به طور شفاف توسط رنه دکارت در سال 1637 میلادی تشریح گردید.موضوع جالب تاریخی اینکه مطابق با مطلبی که در کتاب کارل بایرز "رنگین کمان از افسانه تا ریاضیات" شرح داده شده در حقیقت دکارت این پدیده را با در نظر گرفتن گذر نور از یک قطره آب ساده سازی نموده و توانست این پدیده را شرح دهد . وی می نویسد: در نظر بگیرید این کمان نه در آسمان بلکه در هوای نزدیک به ما هر کجا که خورشید به قطرات باران میتابد ظاهر گردد. در نتیجه ما قطعاً خواهیم توانست اصل قضیه را دریابیم. من تصمیم دارم به سهولت بیان نمایم که هر کدام از پرتوهای نور به قطرات فرو ریزنده باران برخورد و از آن عبور نماید و به چشم ما میرسد. بعلاوه با در نظر گرفتن این موضوع که قطره باران گرد و کروی است و ساختاری تشکیل یافته دارد و اینکه قطره آب در اندازه های بزرگتر و کوچکتر ایجاد می گردد در اصل پیدایش کمان تفاوتی ایجاد نمیشود اگر این کره کوچک یا بزرگ باشد.من نظری دارم و آن این است که می توان این مطلب را بهتر بیان نمود. دکارت توضیح داده که چگونه کره بزرگی ساخته و به پرتوهای خورشید گذرنده از آن نگاه کرده است.


وی همچنین نوشته است "من دریافتم اگر پرتو خورشید بعنوان مثال از بخشی از خورشید که در شکل زیر با AFZنشان داده شده است عبور کند و چشمان ناظر در نقطهE قرار داشته باشد زمانیکه در موقعیت دوار BCD واقع هستم قسمت D قرمز و روشنتر به نظر خواهد رسید."

و هرچقدر به آن نزدیک شوم یا از آن دور گردم و یا به چپ و راست بروم و یا اینکه به سمت بالا ارتفاع بگیرم همواره خط EM با امتداد خط DE زاویه 42 درجه خواهد ساخت.

بنابراین ما تصور می کنیم در امتداد مرکز خورشید و چشمان مان قرار دارد و از این رو همواره قرمز به نظر خواهد رسید و به تدریج با بزرگتر شدنDEM رنگ قرمز محو و ناپدید خواهد شد.

و به همین ترتیب اگر زاویه را اندکی کوچکتر در نظر بگیریم رنگ قرمز به یکباره ناپدید و محو نخواهد شد بلکه حالت محو تری پیدا خواهد کرد و دیگر آن حالت تشعشع درخشنده را کمتر خواهد داشت. که به تدریج در پهناهای مجاور آن رنگهای زرد آبی و سایر رنگها ظاهر می شوند.

وقتی مسئله را جزئی تر بررسی کنیم درمی یابیم در قسمتBCDچه چیزی سبب می گردد نقطه D قرمز به نظر برسد. دریافتم که پرتوهای نور خورشیدی که از A به B می رسند در زمان ورود به نقطه B خم می شوند. و برای عبور به نقطه C جایی که به نقطهDبازتابیده می شوند و در آنجا با عبور از قطره آب باز هم خمیده می شوند .

آنچه گفته شد شکل رنگین کمان را بیان می کند . برای ساده سازی این تحلیل مسیر پرتو تکرنگ را درون یک قطره کروی آب در نظر بگیرید . تصور کنید نور چگونه داخل قطره کروی آب می گردد و سپس چگونه توسط سطح خمیده داخلی و نیز " آیینه مانند" قطره آب بازتابیده می شود. و در نهایت اینکه چگونه نور به قطره آب وارد و از آن خارج می گردد.اگر نتایج این بررسی را به کل قطرات آب باران در آسمان تعمیم دهیم می توانیم علت کمانی شکل بودن رنگین کمان را درک نماییم. دیاگرام سنتی برای توضیح این پدیده نشان داده شده است. "فیزیک هواشناسی" مسیر عبور یک پرتو نور از قطره آب در امتدادSA را نمایش می دهد. به گونه ای که باریکه نور در نقطه A وارد می شود .

به میزان کمی خمیده می گردد و به داخل قطره آب وارد شده تا نقطه B پیش می رود.

زمانیکه به نقطهC بازتابیده می شود و از قطره آب بیرون آمده اکنون با حالتی منحنی و خمیده شده در امتداد CE از قطره خارج می گردد. زاویه D میزان انحراف زاویه ای خروج پرتو نور از امتداد اصلی را نشان می دهد.

دکارت این زاویه را برای پرتو نور قرمز در حدود 138 درجه اندازه گیری نموده است. پرتوی که در اینجا کشیده شده بسیار با اهمیت است زیرا که پرتوی را که انحراف زاویه کمتری دارد از میان همه پرتوها در قطره باران نشان می دهد که دکارت یا پرتو رنگین کمان نامیده میشود و بیشتر پرتوهای خورشیدی مانند آن درست مانند این پرتو در میان قطره باران شکسته و بازتابیده میشوند. بنابراین نور بازتابیده شده پراکنده تر و ضعیف تر خواهد بود مگر آنکه نزدیک به این امتداد پرتو رنگین کمانی باشد. این تمرکز پرتوها در نزدیکی حداقل انحراف زاویه ای منجر به ظاهر شدن کمان و قوس رنگین کمان می گردد.خورشید فوق العاده از ما دور است و می توان تقریب خوبی برای این مسئله داشت. با فرض اینکه پرتوهای خورشیدی دسته پرتوهای موازی ایجاد می نماید که در قطره آب داخل شده و در درون قطره پخش و بازتابیده می شود و بار دیگر ه هنگام خروج از قطره آب رفتار مشابهی نشان می دهد. دکارت در این باره می نویسد: قلم به دست گرفتم و محاسبه دقیقی از مسیر پرتوهایی که بر نقاط مختلف قطره کروی باران وارد می شود برای حساب کردن اینکه چه زوایایی پس از دو پراکندگی و بازتاب به چشم انسان می رسند انجام دادم. سپس دریافتم پس از یک بازتاب و دو پراکندگی پرتوهای بیشتری از زاویه 42 و 41 درجه می توانند به چشم برسند تا اینکه از سایر زوایا . و هیچ پرتوی از زاویه ای بیش از این نمی تواند مشاهده شود.عموماً یک قطره باران کروی است و بنابر این اثر آن بر نور خورشید به طور متقارن با یک محور میان مرکز قطره و چشمه نور (در اینجا خورشید) می باشد .زیرا این تقارن در بیان دوبعدی موجود در شکل به خوبی کفایت می کند و تصور سه بعدی قطره به دلیل تقارن کروی می تواند با گردش حول محور تقارن صورت پذیرد.اثر تقارن کانونی بر هر قطره در هر کجا که قطرات باران را مشاهده می کنیم.

و با معیار دیدrainbow ray تعریف می گردد را در لکه های روشن را پراکنده شده و بازتاب یافته نور خورشید خواهیم دید.

بر طبق شکل مشاهده می کنیم که پرتو رنگین کمان برای نور قرمز مابین امتداد پرتو خورشید و خط دید زاویه 42 درجه می سازد. بنابراین در زمانیکه قطره باران در خط دید واقع می شود با نور پدیدار شده چنین زاویه ای را می سازد روشنایی آن را خواهیم دید.

کمانی از منحنی با زاویه 42 درجه به مرکز مقابل خورشید است.  بدین ترتیب رنگین کمان ما منحنی را به طور کامل مشاهده نخواهیم کرد زیرا زمین در میانه راه با آن برخورد می کند. زمانی که خورشید نسبت به افق پایین تر قرار دارد ما بخش های بیشتری از این قوس دایره رنگین کمان را مشاهده خواهیم نمود خصوصاً در موقعیت غروب خورشید که ما نیم دایره ای از نگین کمان با کمان 42 درجه در بالای افق مشاهده می نماییم. زمانیکه خورشید نسبت به افق در بالاترین قسمت خود واقع است کمان رنگین کمان کوچکتر به نظر خواهد رسید .

چه چیزی سبب ایجاد رنگها در رنگین کمان می شوند؟
توضیح سنتی رنگین کمان بیان می داشت که رنگین کمان متشکل از 7 رنگ قرمز نارنجی زرد سبز آبی نیلی و بنفش می باشد اما در حقیقت رنگین کمان طیف پیوسته ای از تمامی رنگها را از بنفش تا قرمز در گستره دید انسان در بر می گیرد. رنگهای رنگین کمان ناشی از دو واقعیت اساسی است:
پرتو خورشید متشکل از دامنه همه رنگهای قابل دید در گستره بینایی انسان می باشد . رنگهای نور خورشید زمانیکه با یکدیگر ترکیب می گردند سفید به نظر می رسند. این خاصیت نور خورشید نخستین بار توسط سر آیزاک نیوتن در سال 1666 تشریح گردید. نور رنگهای مختلف زمانیکه از یک حائل مانند هوا به محیط دیگری مانند آب یا شیشه عبور می کنند به میزان متفاوتی انتشار می یابند. دکارت و ویلبرورد اسنل محاسبه کرده بودن که نور چگونه زمانیکه از یک محیط به محیط دیگری که چگالی متفاوتی دارد گذر می کند خم یا پراکنده می شود. (مانند گذر نور از هوا به محیط آب) زمانیکه مسیر پرتو نور درون قطره آب را برای نورهای قرمز و آبی بررسی می کنیم در می یابیم زاویه انحراف برای این دو رنگ متفاوت است . زیرا نور آبی بیش از نور قرمز خمیده و پراکنده می شود.


این موضوع نشان می دهد زمانی که رنگین کمان و دسته رنگهای آن را مشاهده می کنیم به نوری نگاه کرده ایم که از قطرات مختلف آب پراکنده و بازتابیده شده است. برخی با زاویه 42 درجه دیده می شوند برخی با زاویه 40 درجه و برخی مابین این دو زاویه. رنگین کمان متشکل از دو رنگ اغلب پهنایی برابر با 2 درجه دارد (در حدود چهار مرتبه بزرگتر از اندازه زاویه ای ماه کامل) . توجه نمایید که با وجود اینکه نور آبی بیش از نور قرمز در یک قطره باران پراکنده می شود ما نور آبی را در قسمت داخلی تر رنگین کمان مشاهده می نماییم زیرا ما از زاویه ی دید متفاوت کوچکتر از 40 درجه برای نور آبی نگاه می کنیم.

چه چیزی سبب ایجاد رنگین کمان دوتایی می شود؟
بعضی وقتها دو رنگین کمان را همزمان با هم مشاهده می کنیم. چرا اینگونه است؟ ما مسیر پرتو نور از درون قطره آب باران را در زمانی که وارد آن می شود و درون آن بازتابیده می شود پیگیری کردیم . اما تمام انرژی پرتو نور پس از آنکه یکمرتبه بازتابیده شد اتلاف می شود. بخشی از پرتو نور مجدداً بازتابیده می شود و از درون قطره آب را پشت سر گذاشته و از آن بیرون می رود.
رنگین کمان معمولی که عموماً مشاهده می کنیم رنگین کمان اصلی و اولیه نامیده می شود و توسط یک بازتاب داخلی ایجاد می گردد . رنگین کمان ثانویه به سبب وجود دو بازتاب داخلی ایجاد شده و پرتو نور با زاویه 50 درجه نسبت به زاویه 42 درجه کمان اولیه قرمز از قطره خارج می شود. نور آبی اغلب با زاویه 53 درجه پدیدار می شود و این اثر سبب ظاهر شدن رنگین کمان ثانویه می شود که رنگهای آن در قیاس با رنگین کمان اولیه معکوس هستند. ممکن است که یک پرتو نور بیش از دو مرتبه درون قطره آب بازتابیده شود. و می توان به همین ترتیب رنگین کمانهای مرتبه بالاتر را نیز شرح داد. اما در حقیقت این حالت در شرایط محیطی معمولی رخ نمی دهد.


چرا آسمان درون رنگین کمان روشن تر به نظر می رسد؟
دقت نمایید که کنتراستی میان رنگ آسمان بیرون و درون کمان رنگین کمان وجود دارد.
وقتی کسی انتشار نور خورشید را در قطره آب بررسی می نماید در می یابد تعداد زیادی پرتو با زاویه های کوچکتر از پرتو رنگین کمان خارج می شوند. اما اساساً از یک بازتاب داخلی با زاویه ای بزرگتر از این پرتو نوری وجود ندارد. بنابراین پرتوهای بسیاری از نور در کمان هستند و مقدار کما هم سوای اینها (در زوایای دیگر) وجود دارد.
زیرا این نور سفید است که ترکیبی است از همه رنگهای رنگین کمان. در رنگین کمان نوع دوم پرتو رنگین کمان کوچکترین زاویه را دارد و پرتوهای بسیاری با زاویه های بزرگتر از آن ظاهر می شوند. بنابراین دو کمان ترکیب شده و ناحیه ای تیره تر مابین خود ایجاد می نمایند که پهنای اسکندر نامیده می شود. به افتخار اسکنر مقدونی که این موضوع را در 1800 سال پیش دریافت.


کمانهای اضافی چیستند؟
در برخی از رنگین کمانها  کمانهای کم نور و کمرنگ فقط داخل و نزذیک بالای کمان اصلی واقع اند. این کمانها کمانهای اضافی نامیده می شوند که توط توماس یانگ در سال 1804 از موضوع تداخل نوری پرتوها درون قطره آب استنتاج گردید.
کار یانگ تاثیر عمیقی تئوریهای تبیین کننده ماهیت نور بر جای نهاد و مطالعات وی پیرامون رنگین کمان پایه و ریشه ی اساسی این مبحث را تشکیل می دهد. یانگ نور را چنین تفسیر نمود: نور دسته ای از امواج است و زمانیکه دو پرتو در یک مسیر در قطرات آب پراکنده شوند با یکدیگر تداخل موجی خواهند نمود.
بسته به اینکه پرتوها چگونه با یکدیگر جور می شوند تداخل می تواند سازنده باشد (در مواردی که پرتوها روشنایی ایجاد می نمایند) و ویرانگر باشند (زمانیکه تداخل پرتوها از میزان روشنایی می کاهد). این پدیده به روشنی توسط مقاله ناسنزویگ تحت عنوان "تئوری رنگین کمان" توضیح داده شده است. وی می نویسد:
در زوایای خیلی بسته رنگین کمان دو مسیر عبور از میان قطره آب با هم اندکی تفاوت دارند . بنابر این دو پرتو با هم تداخل سازنده می کنند. وقتی زاویه افزایش پیدا می کند دو پرتو اساساً طولهای متفاوتی را طی می کنند. وقتی این تفاوت برابر با نصف طول موج گردید تداخل به طور کلی ویرانگر خواهد بود. ودر زوایای بزرگتر بار دیگر یکدیگر را تقویت می کنند. در نتیجه تغییرات نوسانی در شدت نور پراکنده شده بوجود خواهد آمد. گروهی از پهناهای روشنایی و تاریکی.
خالص بودن رنگهای رنگین کمان به اندازه قطرات باران بستگی دارد. قطرات درشت (در حدود قطرهای چند میلیمتری) رنگین کمانهای روشن می دهند با رنگهای تفکیک شده و زیبا. قطرات ریز باران (در حدود قطرهای 0.1 میلیمتر) رنگین کمانهایی با رنگهای در هم پوشانیده شده ایجاد می نماید و اغلب نزدیک به رنگ سفید و شفاف دیده می شوند. به یاد آورید تئوری های رنگین کمان را که قطرات باران را کروی فرض می کردند.
هرگز یک سایز برای قطرات باران وجود ندارد بلکه قطرات باران متشکل از ابعاد و اندازه های گوناگون می باشند. این امر منجر به ایجاد رنگین کمان مرکب می شود . عموماً قطرات باران به شعاع 0.5 سانتی متر نمی رسند مگر در اثر برخورد با سایر قطرات. البته گاهی قطرات تا حد چند میلیمتر بزرگتر از آنچه بودند خواهند شد خصوصاً در بارانهای طوفانی.
بیل لیوینگستون پیشنهاد می کند: اگر شما به قدر کافی شجاع باشید در مدت ریزش باران در طوفان و رعد و برق به بالا نگاه کنید . ممکن است به چشمان و یا عینک شما آسیب برسد. با این حال کشنده نیست! شما مشاهده خواهید نمود که قطرات باران به هم پیچیده و نوسانی فرو می ریزند.امتداد سطح باران اگر هیچ نیروی دیگری بر آن اثر نکند به صورت کروی فرض می شود اما زمانی که قطره باران در هوا سقوط می کند نیروی کششی سبب تغییر شکل آن می گردد و آن را به صورت مسطح در می آورد. میزان تغییر شکل می تواند در تونل باد بر روی یک قطره معلق آزمایش و مدلسازی شود
.

 


 
 
رفتار با کودکان
نویسنده : محسن ح - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸
 

کودکان تا حدود 8 یا 9 سالگی مهارت‌های شناختی کافی برای فهم همدلی را دارا نیستند. اما یک کودک پنج ساله معمولاً به شدت نسبت به رعایت انصاف حساس است، دغدغه این را دارد که نسبت به او رفتار درستی صورت گیرد و حتی می‌خواهد که همه با یکدیگر حتی با شخصیت‌های داستان‌ها خوب رفتار کنند. پس با اطمینان می‌توان گفت که جوانه‌های همدلی و مهربانی در کودک ایجاد شده و حالا این مائیم که می‌توانیم به پروراندن آن کمک کنیم. استفاده از برخی شیوه‌ها در این زمینه بسیار موثر است:

1- احساسات را نام‌گذاری کنید. فرزند کودکستانی شما زمانی می‌تواند هیجانات خود را بهتر مدیریت کند که شما احساسات او را به رسمیت شناخته‌باشید. بنابر این تاجایی که می‌توانید سعی کنید برای رفتارهای او نام بگذارید. مثلاً «این مهربونی تورو نشون می‌ده که با اون پسر که توی پارک تنها روی تاب نشسته بود حرف زدی، او احتمالاً احساس تنهایی می‌کرد.» کودک تان با شنیدن این جمله متوجه می‌شود که شما به رفتار او توجه کرده‌اید و خواهد آموخت که شما به پاسخ او ارزش می‌گذارید و نیز خواهد فهمید که حالات آن پسر نشان از احساس تنهایی او دارد و رفتار او، مهربان تعبیر می‌شود. هم‌چنین او نیاز دارد که هیجانات منفی خود را بشناسد. بنابراین اگر رفتار نامهربانانه‌ای از سوی کودک 5 ساله‌تان دیدید نترسید از این‌که به او بگویید «این کار تو که اسباب‌بازی رو از دست برادر کوچولوت قاب زدی واقعاً اونو غمگین کرد. چکار می‌تونی بکنی تا او احساس بهتری پیدا کنه؟»

2- به رفتار همدلانه و مهربانی او پاداش دهید. وقتی کودک 4 یا 5 ساله شما یک کار مهربانانه انجام می‌دهد عملش را به او گوشزد کنید و سعی کنید در این مورد تا حد امکان دقیق و مشخص حرف بزنید «تو سخاوت به‌خرج دادی وقتی تمام عکس برگردوناتو با دوستت قسمت کردی. من اونو دیدم که لبخند زد، مطمئنم که خوشحال شد.»

3- کودک را تشویق کنید تا درباره احساسات خود وشما حرف بزند. کاری کنید که او بداند شما به چگونگی احساس او اهمیت می‌دهید و تنها راه در این زمینه این است که به او به‌دقت گوش دهید. اگر او ماجرایی درباره فرد دیگری می‌گوید و در آن رابطه اظهارنظر می‌کند قبل از این که نظرات خود را مطرح سازید، به نظرات او گوش دهید. مثلاً وقتی او می‌گوید که عصبانی است آن‌چه او گفته با بیانی دیگر به او برگردانید «امروز احساس می‌کنی که بدخلقی. نه؟» به این ترتیب او می‌داند که شما به او گوش می‌دهید و تشویق می‌شود تا روشن‌تر حرف بزند. همین طور سعی کنید احساسات خود را نیز با او درمیان بگذارید مثلا‌ً «وقتی تو داد می‌زنی من احساس بدی پیدا می‌کنم. بذار فکر کنیم چه راه دیگه‌ای هست که تو می‌تونی به من بگی که عصبانی هستی» هم‌چنین می‌توانید برخی از احساسات خود را که به او هم ربطی ندارد مطرح کنید مثلاً ‌«من خیلی ناراحتم که امروز نتونستم کارامو انجام بدم» یا «همان طور که تو از دست خواهرت عصبانی شدی من هم امروز از دست خاله عصبانی شدم ولی ما هنوز هم با هم دوستیم» به این ترتیب فرزند 5 ساله شما هم خواهدآموخت که بزرگترها نیز احساسات و هیجانات مشابهی دارند و این بخش طبیعی زندگی است. او می‌فهمد که سازگار شدن با احساسات بخشی از رشد کردن و بزرگ‌شدن است.

4- به کاوش سازنده در رفتار دیگران بپردازید. به بچه کوچک خود مهربانی‌های دیگران را یادآور شوید. مثلاً «یادت می‌یاد روز اول مدرسه معلم جدیدت چقدر دوستانه رفتار ‌کرد؟ او کمک کرد که احساس ترس تو کم بشه.» با این یادآوری شما به او کمک می‌کنید که بفهمد چگونه اعمال دیگران می‌تواند از نظر هیجانی روی او اثر بگذارد. کتاب نیز فرصت‌های عالی برای کاوش در هیجانات دیگران ایجاد می‌کند. مثلاً می‌توانید از کودکتان که در حال خواندن کتاب قصه‌ای برایش هستید بپرسید که فکر می‌کند اگر به‌جای شخصیت داستان بود در موقعیت خاص قصه می‌ترسید یا شجاعت داشت. در این زمینه شما هم می‌توانید احساسات خود را بیان کنید.

5- نشانه‌های غیرکلامی هیجانات را آموزش دهید. به این منظور یک جای خلوت در پارک یا زمین بازی پیدا کنید، جایی که شما و فرزندتان می‌توانید بنشینید و شاهد دیگران باشید بدون این‌که آن‌ها شما را بی‌ادب تلقی کنند و احساس ناراحتی کنند. در این حال به بازی حدس زدن بپردازید و دلایل خود را هم برای حدستان بیان کنید. مثلاً «آن مرد را می‌بینی که بلوز زرد پوشیده؟ داره به‌سرعت راه می‌ره و شانه‌هاش به جلو خم شده و صورتش در هم کشیده‌شده. فکر می کنم به‌خاطر یک چیزی عصبانیه.»

6- اصول اساسی رفتار مودبانه را به او بیاموزید. انجام رفتارهای خوب راه بزرگ و مهمی برای کودک 5 یا 6 ساله است که مهربانی واحترام به دیگران را نشان دهد. کلماتی مانند «لطفاً» یا «خواهش می‌کنم» یا «ممنون» باید از سوی کودک مثلاً 5 ساله به طور خودکار استفاده شود. به او بگویید که مثلاً وقتی او مودبانه آن را درخواست می‌کند شما بیشتر خوشتان می‌آید که غذایش را به او بدهید و وقتی او به شما دستور می‌دهد شما دوست ندارید که این کار را بکنید. حتی اگر به نظر می‌رسد که کودک این نوع کلمات یا جملات را طوطی وار بیان می‌کند اما به کودکان آموزش می‌دهد که رفتار محترمانه با دیگران بسیار مهم است.

البته باید گفت که مهربان بودن با خود کودک ارزش هزاران هزار توضیح و گفتن اصول را دارد. درصورتی که شما در رابطه با کودکتان و دیگران از کلمات فوق استفاده کنید، او خواهد آموخت که این عبارات و کلمات بخشی از روابط کلامی معمولی است که هم در خانه و هم بیرون از آن مورد استفاده زیاد دارد.

7- از خشم خود برای کنترل فرزندتان استفاده نکنید. بسیار طبیعی است که شما به‌عنوان پدر یا مادر به خاطر رفتارهای متفاوت کودک خود ناراحت شوید و بخواهید از خشم به عنوان وسیله‌ای موثر برای مدیریت رفتار او استفاده کنید. آموزش کودکان با دستورالعمل و مثال بسیار موثرتر است. شما می‌توانید با کودک خود رفتار محکم داشته باشید بدون این‌که با خشم وعصبانیت با او برخورد کنید. مثلاً ممکن است علی‌رغم تذکر شما فرزندتان درست قبل از خوردن ناهار یک شیرینی برداشته و خورده‌باشد. به جای خشمگین شدن یک لحظه به‌خود مسلط شوید و سپس می‌توانید به او بگویید «من ناراحت شدم که تو آن‌چه به تو گفته بودم نادیده‌ گرفتی. حالا دیگه نمی‌تونی امروز شیرینی دیگه‌ای بعدازظهر یا شب بخوری»

8- از کودکتان بخواهید که به دیگران فکر کند. هر روز فرصت‌های زیادی فراهم می‌شود که شما می‌توانید به کودکتان یادآور شوید درباره چگونگی احساس دیگران فکر کند. مثلاً شما با او برای خرید رفته‌اید و او می‌خواهد که برایش شکلات یا آب‌نبات بخرید. می توانید از او بپرسید «باشه. ولی فکر می‌کنی خواهر یا برادر کوچولوت دلش می خواد ما چی براش بخریم؟» یا «فکر می‌کنی برادرت که مدرسه هست یا بابا که سر کاره چی دوست داره براش بخریم؟»

9- به زندگی اجتماعی کودکتان توجه کنید. پرسیدن سوالات خاص درباره مردم در زندگی روزمره کودک، اهمیت روابط اجتماعی و رفتار مناسب با دیگران را در او تقویت می‌کند. سوالاتی مانند «امروز ساعت تفریح در مدرسه با کی‌ بازی کردی؟» یا «امروز توی سرویس که برمی‌گشتی خونه با کی حرف زدی؟» یا «موقع غذا خوردن تو مدرسه، تو و دوستات چکار می‌کنید؟» پاسخ به این سوالات می‌تواند بحث‌هایی را درباره رفتار توام بامهربانی با دیگران و احترام را پیش بکشد.

10- کودک کودکستانی خود را درگیر فعالیت‌های خیریه کوچک و بزرگ کنید. انجام عمل مهربانانه و خیر از سوی کودکان بهترین شیوه آموزش همدلی به آنان است. وقتی شما برای همسایه بیمار یا دوست خود که تازه بچه‌دار شده غذا درست می‌کنید از کودک خود بخواهید با شما همکاری کند. هم‌چنین می‌توانید از او بخواهید که لباس‌هایی که برایش کوچک شده برای خیریه کنار بگذارد و داخل جعبه قرار دهد. یا از او بخواهید اسباب‌بازی‌هایی که دیگر با آن‌ها بازی نمی‌کند جمع کند تا به کودکان فقیر بدهید. یا به او کمک کنید کارت تشکر برای دوستان یا اقوامی که برای تولد او هدیه آورده‌بودند تهیه کند. ضمناً در هر فرصتی می‌توانید برایش توضیح دهید که گاهی مردم نیاز اضافی دارند یا چیزهای ضروری زندگی را ندارند و اگر هر کس به آن‌ها کمک کند آن‌ها خوشحال می‌شوند.

11- از دختر و پسر انتظار یکسان داشته‌باشید. جامعه معمولاً از مردها به نسبت زنان انتظار همدلی کمتری دارد. بنابراین گاهی حتی ما بدون این‌که متوجه باشیم کمتر انتظار رفتار توام با مهربانی و محبت از سوی پسران داریم تا دختران و کمتر هم به رفتارهای همدلانه پسران پاداش می دهیم. به این ترتیب پسرمان بزرگ می‌شود و تصورش این است که «من باید محکم باشم و نباید رفتار دخترانه از خود نشان دهم» اما اگر ما در این آموزش مراقب باشیم، پسران هم می‌توانند مانند دختران همدلی را بیاموزند و افرادی مهربان و دلسوز بار بیایند.


 
 
← صفحه بعد